م یاندیشم ، به آیندهای که به فرداها ختم میشود .
آری نمیدانم که آیا با کودکی کردن تا کی میتوانم زنده بمانم ، ای کاش میشد ، ولی هرگز وجود غیر ، مغدور نمیباشد .
به صداهای افراد خیره شدهام ، به اطراف گوش میدهم ، سر تا پا گوش شدهام ولی نمیبینم
نمیدانم برای چه نمیبینم . چرا تا حال صورتکها را فراموش کردهام ، چرا هرگز به فراسوی زمان نیندیشیدهام ، ولی چرا ؟
چرای حال خودم هستم ، خود که در آغوش زیبائیهای صورتکها موجود خواب شدهام ، خود که در افسون آرزوهای پوشالی شناور هستم .
آری دوباره باید برخاست ، ولی ای کاش میشد .
آخر تا کی ، تا چند مرحله دیگر باید برخاست .
باید برخاست برای دیدن زیر صورتکها ، باید برخاست برای فرامش کردن و نادیده گرفتن مه موجود میان ما و حقیقت .
واژهها از دیدگاه سکوت:
باج: رشوه قدیمی ، حق سبیل جدید ، تنخواه گردان گردن کلفتها ، بودجهجاری لاتها ، عوارض الواط ، مالیات مستقیم چاقو کشان .
حال در پاسخ گوئی به ذهنهای کنجکاو و پرسشگر عرض کنم به خدمت دوستان گرامی که لینک جدیدی که میبینید مربوط به ...... ؟؟؟؟؟
تا ابد ...
سلام
آ مدم ، از یک سفر ابدی آمدم .
از سفری که در آن به جلا دادن زمان رسیدم ، آمدم .
آموختم که چون دریایی زندانی سر بر سنگ بکوبم ، آموختم که چون ابر آینه خورشید باشم و آموختم که من هم چون ابر میتوانم تصویر بیکرانگی باشم .
چشمان من در این مدت به اندازه تمام زمستان شراب ذخیره کرده است ، شرابی که حاصل صبر و امید است با رنگ سرخش . چندی دیگر کوزههای در شراب خفتهام را به ایوان خواهم آورد و یک یک آنها را به یاد گل آفتابگردان و کوچههای دربند خواهم نوشید .
من هنوز سبزم و برای سبز بودن میجنگم .
واژهها از دیدگاه سکوت
بادکنک : توپ بازی نوزادان ، آدامس طفولیت ، نخستین شرکت کنندگان جشن تولد ، دشمن جونجونی سوزن
تا ابد ...