خیلی حال داد ٬ این بهترین تولدم بود که توی کوه بودم . جای همه خالی واقعاْ نمیتونم وصفش کنم ٬ بچه های کوه برام تولد گرفتن ٬ واقعاْ که عالی بود .
دیشب بند یخچال بودیم . یکشنبه دو تا امتحان دارم که تا الان هیچی نخوندم و باید طی این مدت زمانی که دارم دو تاشون رو کامل بخونم ٬ سخته ولی میشه ٬ آخه بابا کی میاد روز تولدش درس بخونه که من دومیش باشم ؟؟؟؟؟؟؟
موقع برگشتن به کوه نگاه میکردم و توی دلم میگفتم ٬ تا ابد ...........
راستی دیشب نزدیکی چادرمون یک گربه وحشی اومده بود ٬ خیلی قشنگ بود ٬ چشماش مثل دو تا شعله میدرخشیدن و به یک چشم بهم زدن توی تاریکی زیبای کوه ناپدید شد .
راستی توی که داری مطلب من رو میخونی دوست داری کجا بمیری ؟
من که عاشق اینم که توی کوه بمیرم و تا ابد روحم در میان این تخته سنگها در جریان باشه ٬ خیلی قشنگ ٬ هرگز نمی تونم فراموشش کنم .
واژهها از دیدگاه سکوت
باز : مشاور هوایی شاهان ٬ برادر زاده اسید ٬ دریچه لحظه ها
سلام حسین جان
من دوست دارم شب که میخوابم صبح بلند نشم حالا هر جا که باشه .
موفق باشی و امتحاناتو خوب بدی .
خیلی خوب بود نه؟خوش به حالت .... خیلی وقته که کوه نرفتم..وقت نمیشه :(