صدای فریادهای یک استاد

صدای که بیشتر اوقات در یک کلاس شنیده می شود ٬ صدای که شاید از دلسوزی و یا از روی وظیفه باشه . آقا ما یک استاد داریم قبل از امتحان اومده کل سوالات طرح شده رو برای پایان ترم رو جلوی روی خودمون به عنوان نمونه سوال داره دیکته میکنه برای ما و حالا دلسوزی رو نگاه کنید  ً خواهش میکنم حداقل ۱۰ رو بگیرید ً  باز من دانشجو میگیرم ۵ و در آخر طی نامه بلند والا با مضامین مختلف در زیر ورقه امتحان درج میکنم که استاد من مشکلات داشتم و کمکم کنید و از این حرفا و...  حال وجدان خودمون حکم ما چیه ؟ آیا ما محکوم به زندگی در جاهلیت نیستیم ٬ حال ما میخواهیم ایران آزاد داشته باشیم ٬ ایران پیشرفته ٬نه ما اینجوری نمی تونیم .
میخوام جدید از فردا در نوشته هام بزارم به اسم گلواژه ها از دیدگاه سکوت ٬ امیدوارم با توجه به منابعی که دارم چیز خوبی در بیاد .
راستی حالم خیلی بهتره ٬ دیشب با گل لاله صحبت میکردم ٬ این شخصیت خیلی کمکم کرد و خیلی برای من تلاش کرد ٬ من به عنوان یک انسان خرد شده از این انسان متشکرم و دنبالم که بتونم جبران کنم . 
نظرات 3 + ارسال نظر
نازنین سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 10:15 ق.ظ http://naz.blogsky.com

خیلی خیلی جالب ومفید بود

صنم سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 04:17 ب.ظ http://sogmad.blogsky.com

حسین جون
عجب استاد باحالی دمش گرم
باحالتر از اون تویی که ۵ گرفتی
۵ خیلیه
وقتی انسانها اعدادو بلد شدن ۳ براشون بی نهایت بود وای به حال ۵.
اگه ۲۰ بگیری که هووووووووووو.
۵ گرفتنو با اینکه شاگرد زرنگی و توی ورقت می تونی همه سوالاتو جواب بدی ولی نمی دی و ۵ می گیری مقایسه کن.
من یه دفعه اینکارو کردم.
خیلی با حاله. استادم شاخ در اورد. دو تا شاخ بزرگ. من به شاخاش نخندیدم به اینکه همیشه باید زرنگا ۲۰ بگیرن خندیدم.
راستی به صنم کوچولو هم سر بزن
خوشحالش می کنی
دوست دارم حسین جونم

عمو رضا سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:07 ب.ظ http://amooreza.blogsky.com

سلام حسین
گویا اون ضربه‌ای که به بازوت زدم خیلی درد داشته که تو هر پیغامت ازش حرف می‌زنی!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد